تبليغاتX
باران
 

 

به نام خداوند جان و خرد

 

 دست رسی به فیس بوک تقریبا غیر ممکن شده است . فعلا به وبلاگ هایمان بر می گردیم . هرچند برای این کم محلی های اخیر احتمالا باید کمی منتشان را بکشیم و ناز شان را بخریم ...

این سه شعر کوتاه را بگذارید به همین حساب

 

 ( ۱ )

 

مرگ را می توان به تاخیر انداخت

لحظه های مضطرب چشم های تو را هرگز

پلک های پنجره ها را گشوده ای

دکمه های پیراهنت را هم باز کن

تا مردی که در سینه ات پنهان شده است

کمی هوا بخورد

و من بجای تو آبستن رویاهای کودکانه شوم

 

                                                                                                شهریور 90

 

 

( ۲ )

 

 اگر برای آخر سطرهایت فکری نکنی

دنیا زودتر از همیشه تمام خواهد شد

و شب ها

            آغوش هیچ زنی در انتظارت نخواهد بود

 

بالای ابرها تا آخر دنیا هم که رویا ببافی

چیز قابل تاملی برای خیس شدن

پیدانمی شود

باران

همیشه به زحمت سقوط می ارزد

 

 

                                                                                                مهر 90

 

 

( ۳ )

 

نانم را به تو قرض می دهم                       سنگم را هرگز

دستم را به تو قرض می دهم                     مشتم را هرگز

و آنچنان به پرنده امیدوارم

که صدایم را

هفت آسمان آنسوتر شنیده اند

 

             

                                                                                                  مهر 88

 

+ نوشته شده توسط فواد گودرزي در یکشنبه 25 دی1390 و ساعت 0:3 |
 

 

به نام خداوند جان وخرد

 

 

حافظا تکیه بر ایام چو سهو است و خطا     

                                        من چرا عشرت امروز به فردا فکنم

 

 

 

کاش می شد

به جای دوست داشتنت

دردهای دیگری را انتخاب کرد

 

آنچه با نگاه تو آغازشده بود

با خمیازه ات به تاخیر می افتد

و من درک می کنم

که برای دیوارهای خالی این اتاق

حرف های عاشقانه انتخاب مناسبی نبوده اند

 

دردهای بیشماری هست

که برای گفتنشان

به خانه های امروزی اعتباری نیست

باید به غارهای چند هزارساله پناه ببریم

و در کنار اجساد رویاهایمان

با خیال آسوده چند روزی بخوابیم

 

من کودک آرزوهای مادرانه ات بوده ام

و هنوز هم بعد از این همه سال

از آغوشت تغذیه می کنم

و قبول دارم که دستهایم

برای گرفتن جهانی که در چشم هایت داری

کوچکند

 

مرگ تنها اتفاقی ست

که آدمی را به گذشته اش باز می گرداند

از کنار بهشت زهراکه رد شدی

سلام من را به مادرت برسان

و به یاد بیاور 

که کودکانه زیستن

چه کار سخت و طاقت فرسایی ست

 

 

 

 

                                         آبان 90

 

 

 

+ نوشته شده توسط فواد گودرزي در یکشنبه 22 آبان1390 و ساعت 15:30 |
 

 

به نام خداوند جان و خرد

جنبش تحول خواهی ایران در مرز بلوغ

 

مصاحبۀ هیلاری کلینتون وزیر امور خارجۀ آمریکا بابرنامۀ نوبت شمای تلویزیون فارسی بی بی سی واکنش های فراوانی را در بین اقشار گوناگون مردم ایران برانگیخت وسطح آگاهی وبینش اجتماعی و سیاسی مردم ایران را یکبار دیگر به محک آزمون گرفت . مهمترین نکات مصاحبۀ خانم کلینتون که واکنش هایی را باعث شدند پیشنهاد او برای درخواست کمک اپوزیسیون ایران از جامعۀ جهانی وتلاش فراوانش برای دفاع از موضع آمریکا در قبال طرح ترور سفیر عربستان بودند . ضمن اینکه توجیه برخورد دوگانۀ ایالات متحده با مسئلۀ حقوق بشردر منطقه و مسئلۀ تحریمها نیز از نکات پرسش برانگیزمصاحبۀ او بودند که برخی بر آن تاکید می کردند . البته در اینجا به واکنش های دولتی پیرامون این موضوع نمی پردازم که مبدا و مقصد آنها برهمگان روشن است وارزششان معلوم .

اما یک نگاه کلی به مجموعۀ این واکنش ها که درمصاحبه های تلویزیون بی بی سی با فعالین سیاسی جنبش سبز ، برنامۀ نوبت شما و وبلاگ ها و فیس بوک و.... قابل پیگیری بودند نشان می دهد که جنبش تحول خواهی ایران از این آزمون سربلند بیرون آمده و با توقف حرکت های خیابانی رشد فکری خود رامتوقف ننموده و خود را به مرزبلوغ رسانده است .

پاسخ منفی و صریح فعالین سیاسی چون اردشیر امیرارجمند واکبر گنجی و عامۀ مردم مخالف جمهوری اسلامی به پیشنهاد در خواست کمک ازجامعۀ جهانی نشان داد که مردم ایران نه به دنبال کینه جویی و انتقام گرفتن از شخص یا جریان خاصی هستند و نه می خواهند با افتادن در ورطۀ احساسات و هیجانات زودگذر جامعۀ خود را یک بار دیگر از چاله درآورده و به چاه بیاندازند . آنها به دنبال آزادی و عدالتند و حالا بعد از گذراندن این همه تجربه های نا فرجام و تلخ دریافته اند که این مهم با توپ و تفنگ و منطقۀ پروازممنوع بدست نمی آید .

راستی می دانید درلیبی نیروهای دولت موقت ( مخالفین قذافی ) 53 نفر از اسیران خود را در " سِرت " با دست های بسته اعدام کرده و اجسادشان را در فضای باز رها کرده اند ( نقل از بی بی سی ) !!!!. 

پیروزی که با جنگ و کشتار و کمک ناتو و منطقۀ پرواز ممنوع بدست بیاید عاقبتی جزاین نخواهد داشت که رهبر جماعت پیروز بعد از 7 ماه جنگ و خونریزی در اولین روز آزادی خبر مسرت بخش آزادی تعدد زوجات را به مردم خوشحال و سرمست می دهد . آیا وزیر امور خارجۀ آمریکا جنبش سبز ایران را در این حد می داند ؟ اگرچنین باشد این نهایت بی انصافی و سطحی نگری ست .

ازسوی دیگر اقناع نشدن هیچ یک از اقشارگوناگون مردم ایران اعم از فعالین سیاسی و مردم عادی از توجیحات خانم کلینتون پیرامون مسائلی چون تحریم ها و دلیل و فایدۀ آن ها ، جنجال طرح ترور سفیر عربستان و برخورد های دوگانۀ ایالات متحده درخاور میانه نشان داد که جنبش تحول خواهی ایران بی اعتمادی به جمهوری اسلامی را به معنای اعتماد کورکورانه به دیگران نمیداند و هر مسئله را جداگانه و درجایگاه خود بررسی می کند و این یعنی خطری بزرگ که از سر این مردم گذشته است . با وجودیکه واقعا ممکن است در برخی از این مسائل حق با وزیر محترم امورخارجۀ آمریکا باشد ( مثل مسئلۀ  ترور ) اما آنچه مایۀ امیدواری ست مقاومت مردم ایران در برابر احساس فریبندۀ فرود یک منجی از آسمان است .

اینکه حالا دیگر فکر نمیکنیم که " نه " به جمهوری اسلامی به معنای " آری " به هر پیشنهاد دیگر است نشان میدهد که حرکت مردم ایران برای رسیدن به آزادی ،عدالت ، رفاه و کرامت انسانی ، خوشبختانه در مسیربلوغ و پختگی ست  و اتکای اصلی اش بر آگاهی مردم است نه احساسات و هیجانات آنها وبه معنای واقعی کلمه یک " جنبش" است نه یک " انقلاب " .

 

 

فواد گودرزی

6 آ بان 90

 

 

+ نوشته شده توسط فواد گودرزي در شنبه 7 آبان1390 و ساعت 9:23 |
 

 

به نام خداوند جان و خرد

 

                 برسر آنم که گر زدست برآید

                         دست به کاری زنم که غصه سرآید

 

 

۱- برای بهاره

 

 

یه روز خسته به آخر میرسه

کوله بار من پر از درد و غمه

خودمو تا ته کوچه میکشم

کلید یه خونه توی دستمه

 

تو که هستی دلم آروم میگیره

تموم غصه ها رو پس می زنی

گرد و خاک شونمو می تکونی

پیرهن خستگیامو میکنی

 

دل به دریا زدنو از تو دارم

من بودم ما شدنو از تو دارم

میشه که از پا بیفتم ولی باز

دوباره پاشدنو از تو دارم

 

وقتی تنهایی رو باور می کنی

عشق و عاشقی فرامو شت میشه

بهتره این درو اون در نزنی

آ دم تنها که عاشق نمیشه

 

میشه با تو از گذشته ها گذشت

بی خیال دردای این همه سال

زندگی حالا یه جاده س واسه من

جادۀ جنگلی روبه شمال

 

دل به دریا زدنو از تو دارم

من بودم ما شدنو از تو دارم

میشه که از پا بیفتم ولی باز

دوباره پاشدنو از تو دارم

 

 

 

 

                                                                      مرداد 90

 

 

۲- یاکریم ۱

بنا به درخواست سرکار خانم  معتمد جلالی

 

تو اتاق سرد و واموندۀ من

درا بسته س هوا داره کم می شه

چراغ خوراک پزی دود می زنه

سیاهی بازم رفیق غم می شه

 

می رَمو پنجره رو وا می کنم

با تَوونِ ته مونده و جون آخریم

یه دفه صدای پر پری میاد

میشینه رودست من یه یاکریم

 

یا کریم چه حرفی دراه اون چشات

یاکریم چه دوره آخرٍ نگات

 

دنیا از بالا قشنگه یا که نه

همه جاش رنگ و وارنگه یا که نه

خدای مهربون تو قصه مون

داره با دیوا می جنگه یا که نه

 

یا کریم صدامو اندازه بزن

ببین از تو ابرا رد می شه یانه

می خوام امروز با خدا حرف بزنم

راه پرواز و بلد می شه یا نه

 

حس پروازی که تو نگاهته

منو از غصه پشیمون می کنه

میگه پاشو خدا زنده س هنوزم

غمو از تو خونه بیرون می کنه

 

میری و از تو چی میمونه برام

جز یه یادگاری که مال منه

حالا هرشب توی خاطرات من

یه صدایی داره بال بال میزنه

 

 

 

                                                ۱۳۸۴

 

+ نوشته شده توسط فواد گودرزي در شنبه 9 مهر1390 و ساعت 16:2 |

free counters

FOAD GOUDARZI
GIR O DAAR